هیچ کس از خبرهای بد و حرف های ناراحت کننده خوشش نمی آید. اما همیشه شنیدن و دانستن و مواجه شدن با آن ها بهتر از نشنیدن و ندانستن و انکار واقعیت است. نتیجه مثبت تست قند خون برای هیچ کس خوشایند نیست اما دانستن آن بهتر از ندانستن است. بهتر است بدانیم و در پی درمان برآییم تا اینکه با عوارض ناخواسته و ناگهانی آن مواجه شویم. باید همیشه به یاد داشته باشیم که "واقعیت" شیفته یا مرعوب کسی نمی شود و همیشه خودش را بی چون و چرا تحمیل می کند. پس باید بکوشیم که چشم و گوش واقعیت بین و واقعیت شنو داشته باشیم. داستان عشق فراز و نشیب های زیادی دارد و گاهی مشکلات مانند کلافی در هم در رابطه های عاشقانه گره می اندازند. این مشکلات تا حد زیادی طبیعی هستند. طبیعی از آن نظر که هم شیوع زیادی دارند و هم این که تا حد زیادی با صحبت کردن قابل حل هستند. اما داستان وقتی پیچیده تر می شود که ما آماده صحبت باشیم اما طرف مقابل مقاومت نشان بدهد. یا به صورت آگاهانه بگوید تمایل به صحبت ندارم یا به صورت ناخودآگاه طفره برود. اینجاست که اگر رابطه برایمان مهم است باید احساس مسوولیت کنیم و تا جایی که می توانیم رابطه را نجات دهیم. هم باید آمادگی شنیدن صحبت هایی که برایمان دردآور و ناخوشایند است را داشته باشیم و هم اینکه مهارت جلب اعتماد طرف مقابل را برای صحبت کردن پیداکنیم. شروع صحبت هنرمندی می خواهد اما تشویق دیگری برای صحبت حکایتی دیگر است. یکی از مهارت هایی که همه ما باید به دست بیاوریم تشویق دیگری برای مذاکره و ایجاد فضایی امن برای صحبت است. در درجه اول باید محیط امن و خالی از قضاوتگری را برای او ایجاد کنیم. به او اطمینان بدهیم که به چالش کشیدن مشکلات به هیچ روی به معنای محکوم کردن یا سرزنش دیگری نیست بلکه بهترین راه برای نزدیک شدن دونفر به یکدیگر است. یکی از مهمترین چیزها در صحبت کردن انتخاب زمان مناسب است. باید بهترین زمان را انتخاب کنیم و پیش از آن طرف مقابل را آماده کنیم که چیزهایی که قرار است الان در موردشان صحبت کنیم ممکن است برای هردوی ما ناخوشایند باشد اما برای بهتر شدن رابطه مان مفید هستند. در صحبت کردن باید بیشتر تلاش کنیم که دیگری را بفهمیم تا اینکه در مورد علت رفتارها و احساس های خودمان صحبت کنیم. رابطه ای که هر دونفر بخواهند صرفا از پیشینه خودشان دفاع کنند راه به جایی نمی برد. به جای تفهیم یا موجه جلوه دادن خودمان بهتر است تلاش کنیم دیگری را بفهمیم و از دریچه نگاه او مشکلات را ببینیم. گاهی یک نفر فن بیان و توانایی استدلال بیشتری دارد و نتیجه صحبت ها را به نفع خودش تمام می کند. من این جمله را از خیلی از مراجعانم می شنوم که مثلا شوهر من آنقدر زبان باز است که هروقت با او صحبت می کنم از او کم می آورم و خودم مقصر شناخته می شوم. در این جاها حتما ضعف خودتان را به طرف مقابل بگویید و این مساله را مطرح کنید که من مانند تو نمی توانم صحبت کنم و از خودم دفاع کنم و از تو می خواهم که به من بیشتر کمک کنی که آن چیزی که ناراحتم می کند را به تو بگویم. مساله دیگر اینکه نباید انتظار داشته باشیم در یک جلسه صحبت به نتیجه برسیم. گاهی مشکلات عاشقانه پیچیده تر از آن هستند که با یک یا دو جلسه قابل حل باشند. گاهی لازم است بارها و بارها درموردشان صحبت شود. همیشه پایان هر صحبت علی رغم به نتیجه نرسیدن بهتر است از طرف مقابل تشکر کنیم که برای رابطه ارزش قایل بوده و حاضر به صحبت شده است. درست است که صحبت کردن در مورد مشکلات گاهی سخت و طاقت فرساست اما بهترین و شاید تنها ترین شیوه برای حل بحران های عاشقانه است. صحبت کردن آدم را خالی می کند و حس بهترو آرام تری ایجاد می کند. بیایید از حرف زدن نترسیم و از هر چیز بهانه ای برای صحبت بسازیم و به مرور ظرفیت خود را برای صحبت کردن و شنیدن بهتر بیشتر کنیم.