آیا عشق خواهرانه واقعیت دارد؟
عشق می تواند بین هر دو انسانی که زیر یک سقف زندگی می کنند پیش بیاید. عشق بین دو خواهر یکی از انواع آن است. به ویژه خواهر هایی که تفاوت سنی کمی با هم دارند. این عشق معمولا افشا نمی شود. بیشتر به صمیمیت بین دو خواهر تعبیر می شود. در حالیکه می تواند چیزی بیش از یک صمیمیت ساده باشد. می تواند به معنای واقعی یک عشق شورانگیز باشد. با تمام ویژگی های یک عشق. همان نامه های عاشقانه و لرزش های دست و دل و حسادت ها و بدبینی ها و شکست های عشقی در این جا هم هست. هر چه مسائل و مشکلات مشترک بیشتری بین دو خواهر باشد عشقشان هم عمیق تر است. بعضی از آن ها از این حالت می هراسند. فکر می کنند اتفاقی غیر طبیعی بینشان افتاده است و از بازگو کردن آن واهمه دارند. درصورتیکه به هیچ روی غیر طبیعی نیست. انسان موجودی است که هر زمان ممکن است عاشق شود. عاشق هر فردی که با او زیر یک سقف زندگی می کند و با او رابطه نزدیک دارد. اما داستان عشق دو خواهر به این آسانی تمام نمی شود. گاهی با نیمه تاریک عشق رویاروی می شوند. این عشق می تواند با بددلی و حسادت عاشقانه همراه شود. این مشکلات بیشتر زمانی که یکی از آن ها بخواهد ازدواج کند خود را نشان می دهد. برای بی ارزش کردن نفر سوم متوسل به بهانه های واهی می شوند. ممکن است احساس نفرت و خشم نسبت به نامزد خواهرشان پیدا کنند. درست همان احساسی که در خیانت پدید می آید. در این جا وقتی یکی از آن ها ازدواج می کند این ازدواج به ویژه اگر از روی عشق باشد از سوی خواهر دیگر به خیانت تعبیر می شود. یکی از مراجعانم می گفت برای اولین بار احساس نفرت به معنای واقعی را تجربه کردم. نفرت به مردی که عاشق خواهرش بود. می گفت دیگر از آن صحبت های عمیق بین من و خواهرم خبری نیست. همه حرف ها سطحی شده است. این سطحی شدن صحبت ها آزارم می دهد. این که خواهری که همیشه مرهم زخم های کهنه ام بود دیگر برای شنیدن خصوصی ترین دردهایم گوش شنوا ندارد و با جمله هایی کلیشه ای تلاش در آرام کردن من می کند. این که دیگر برای من وقت نمی گذارد. این ها همه عذابم می دهد. این مراجعم تا کنون عشق به یک مرد را تجربه نکرده بود و خواهرش اولین عشق او در زندگیش بود. عشقی که آن را از دست رفته می دید و او را دچار احساس فقدان می کرد. فقدانی که با اضطرابی شدید همراه شده بود.می گفت هیچ وقت حسود نبوده ام اما حالا حسود و بدخواه شده ام و از این تغییر وضعیت روانی خود به شدت نگران بود. به او گفتم که این ویژگی از واقعیت های تلخ و گریزناپذیر عشق است. هیچ عشقی ضمانت ماندگاری و دو طرفه بودن برای همیشه را ندارد. باید درمرحله اول آن را بپذیری و سپس پروسه سوگ را بگذرانی و من تا آن جا که بتوانم در این مرحله کمکت می کنم. ممکن است بعضی افراد نتوانند به تنهایی سوگ برآمده از عشقی از دست رفته را پشت سر بگذرانند و نیاز به کمک های تخصصی دارند.وقتی به این مراجعم گفتم تو عشقی شورانگیز را با خواهرت تجربه کرده ای تا حد زیادی آرام شد و از احساس گیج بودنش کاسته شد. گیج بودنش از این بود که نمی دانست گرفتار چه وضعیتی شده است. فکر می کرد دچار تغییر شخصیت شده و به آدمی حسود و بد خواه تبدیل شده است. وقتی من عشق او به خواهرش را به رسمیت شناختم و به او گفتم این بحران دشواری که در آن هستی ویژگی تلخ اما طبیعی هر عشقی می تواند باشد گفت هیچ وقت جرات نکرده بودم روی این احساس عمیقی که به خواهرم داشته ام اسم عشق بگذارم. از واژه "عشق" هراس داشتم و فکر می کردم عشق به خواهر یک بیماری روانی است. عشق چیزی است که باید آن را خوب بشناسیم و راه درست کنار آمدن با نیمه های روشن و تاریک آن را بدانیم. عشق بین دو خواهر عشقی واقعی است که کمتر به رسمیت شناخته می شود.
من دکتر حافظ باجُغلی (Dr Hafez Bajoghli) فارغ التحصیل رشته پزشکی از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1382 و تخصص روانپزشکی از دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1388هستم. تجربه های بین المللی تحقیقاتی و آموزشی در دانشگاه های مختلف دارم. از سال 2008 تا کنون با دپارتمان روانپزشکی دانشگاه بازل سوییس همکاری تحقیقاتی دارم . در سال 2010 به دانشگاه هاوایی آمریکا رفتم و زیر نظر پروفسور هتفیلد، که از روانشناسان پیشگام در زمینه عشق هستند فلوشیپ در روابط بین فردی گرفتم. در سال 2014 به مدت یک سال هیات علمی دانشگاه ماهیدول تایلند در دپارتمان سلامت روان کشور های آسیایی بوده ام. یادداشت ها به صورت موضوعی طبقه بندی شده اند و شما می توانید با کلیک روی موضوع مورد نظر در سمت راست صفحه اصلی یادداشت های مربوط به آن موضوع را ببینید. تمام یادداشت های من در این وبلاگ در روزنامه ها چاپ شده اند. یادداشت های با موضوع عشق را بیشتر در هفته نامه سلامت (ستون زندگی سالم در صفحه آخر) ، موضوع جرم شناسی را در روزنامه های شرق و جام جم، موضوع روانپزشکی و ادبیات را در روزنامه های شهروند و بهار و موضوع روانشناسی و اقتصاد را در روزنامه فرصت امروز چاپ کرده ام. یادداشت های مربوط به بخش روانپزشکی عمومی هم در رسانه های مختلف به چاپ رسیده اند.