فایده گرایی در عشق رستم و تهمینه
تهمينه دختر پادشاه سمنگان باشنيدن داستان قهرماني هاي رستم نديده عاشقش ميشود و شبي كه رستم در كاخ پدرش مهمان بوده زمان را مغتنم مي شمارد، نيمه شب به بالينش مي آيد و جسارت مندانه ابراز عشق مي كند.رستم هم شيفته او مي شود، پيشنهاد تهمينه را مي پذيرد، با او ازدواج مي كند و سهراب را به دنيا مي آورند. ظاهر داستان يك عشق شور انگيز است كه از راه شنيدار در تهمينه شكل مي گيرد و سپس در رستم در حضور و دیدار يار در مي گيرد. عشقی شورانگیز، دوطرفه و کامروا. اما داستان به این سادگی ها هم نیست. درست است که عشقی دو طرفه بینشان درگرفته بود اما که همه صحبت ها در این اماست، هر دو نفر رویکردی حساب گرانه و فایده گرایانه داشتند. عشقشان با حساب و کتاب بوده است. تهمینه اول از شنیده هایش ازقهرمانی های رستم می گوید و این که ندیده بر او عاشق شده است: به کردار افسانه از هر کسی/ شنیدم همی داستانت بسی/ که از شیر و دیو و نهنگ و پلنگ/ نترسی و هستی چنین تیز چنگ. ولی سپس صادقانه از علت های دیگری غیر از عشق که موجب گرایشش به رستم شده می گوید: ودیگر که از تو مگر کردگار/ نشاند یکی پورم اندر کنار/ مگر چون تو باشد به مردی و زور/ سپهرش دهد بهره کیوان و هور. پس معلوم می شود این قهرمانی ها و توانایی های رستم که تهمینه را شیفته خود کرده تنها به معنی عشق برای عشق نیست. تهمینه درست در همان زمان به پایه سوم رابطه یعنی فرزند می اندیشد و اینکه احتمالا از چنین پدری فرزندی نیرومند چون خودش پدید می آید. اندیشیدن به چیزی که خارج از رابطه دو نفره عاشقانه است. رویکرد رستم هم در طرف دیگر داستان چیز متفاوتی نیست. تهمینه به رستم وعده داده است که رخش (اسب رستم) را پیدا می کند. رستم هم درست در همان زمان عشق و عاشقی به پایه سوم رابطه که برای او اسبش است می اندیشد: و دیگر که از رخش داد آگهی/ ندید ایچ فرجام جز فرهی. این رویکرد در عشق یادآور دیالوگ حمید و مهشید در فیلم هامون در باب "وصل و یگانگی و استحاله در دیگری" است. چیزی که نه در عشق حمید و مهشید اتفاق افتاد نه در عشق رستم و تهمینه. نکته دیگری که رویکرد عملگرایانه را دراین عشق تایید می کند، تنش زدایی در جنگ از راه وصلت با دشمن است. تهمینه دختر پادشاه سمنگان از پادشاهان تورانیان بوده که با ایرانیان در جنگ بوده اند و ازدواج با دختر دشمن می توانسته آتش جنگ را آرام کند. درست است که فردوسی اشاره نکرده که انگیزه رستم از این ازدواج تنش زدایی در جنگ بوده است ولی همچنان انگیزه ناخودآگاه تنش زدایانه رستم در این ازدواج از دیدگاه روانشناختی قابل تحلیل و تامل است. ماکس وبر معتقد است که "عقلانیت معطوف به فایده ویژگی اندیشه مدرن و عقلانیت معطوف به ارزش ویژگی اندیشه سنتی است". اگر این تعریف درست باشد یا عقلانیت فردوسی یک عقلانیت مدرن بوده است یا ما به دلیل تفاوت در افق های فکری در درک فایده و ارزش از دیدگاه فردوسی در شاهنامه دچار بدفهمی شده ایم.
من دکتر حافظ باجُغلی (Dr Hafez Bajoghli) فارغ التحصیل رشته پزشکی از دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1382 و تخصص روانپزشکی از دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1388هستم. تجربه های بین المللی تحقیقاتی و آموزشی در دانشگاه های مختلف دارم. از سال 2008 تا کنون با دپارتمان روانپزشکی دانشگاه بازل سوییس همکاری تحقیقاتی دارم . در سال 2010 به دانشگاه هاوایی آمریکا رفتم و زیر نظر پروفسور هتفیلد، که از روانشناسان پیشگام در زمینه عشق هستند فلوشیپ در روابط بین فردی گرفتم. در سال 2014 به مدت یک سال هیات علمی دانشگاه ماهیدول تایلند در دپارتمان سلامت روان کشور های آسیایی بوده ام. یادداشت ها به صورت موضوعی طبقه بندی شده اند و شما می توانید با کلیک روی موضوع مورد نظر در سمت راست صفحه اصلی یادداشت های مربوط به آن موضوع را ببینید. تمام یادداشت های من در این وبلاگ در روزنامه ها چاپ شده اند. یادداشت های با موضوع عشق را بیشتر در هفته نامه سلامت (ستون زندگی سالم در صفحه آخر) ، موضوع جرم شناسی را در روزنامه های شرق و جام جم، موضوع روانپزشکی و ادبیات را در روزنامه های شهروند و بهار و موضوع روانشناسی و اقتصاد را در روزنامه فرصت امروز چاپ کرده ام. یادداشت های مربوط به بخش روانپزشکی عمومی هم در رسانه های مختلف به چاپ رسیده اند.